على محمدى خراسانى

55

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

كتاب را از راويان شنيدهام ولى سندها را نياوردم به جهت رعايت اختصار و ارفاق در حق خواننده . حال آيا اين سخن دليل تأييد و توثيق وسائط نيست و آيا كفايت نميكند ؟ پاسخ : بر فرض كه از عبارت مزبور اعتبار همه وسائط استفاده شود ، ولى مبانى مختلف است و ممكن است يك راوى به نظر ايشان معتبر باشد و از نظر فقيه ديگر معتبر نباشد ؛ بنابراين كفايت نميكند . گفتنى است اسامى روات را بهتر است ذكر كنند تا ما بتوانيم نظر دهيم و قبول كنيم . ب ) روايت مزبور اگرچه از نظر سند مرسله است ولى شهرت عملى دارد و ضعف سند را جبران مىكند . پاسخ : بر فرض كه اصل جبران كننده بودن عمل مشهور را بپذيريم ، ولى « شهرت قدمائى » مىتواند ضعف سند را جبران كند ، نه شهرت در ميان متأخران . فلسفه اين تفاوت در اين است كه متقدمين ، متعبد به نصوص وگفتههاى معصومين ( ع ) بودند و حتى در كتب فتوائى خود « 1 » متن كلام امام را نقل ميكردند و به اجتهادهاى عقلى و قياس و استحسان ظنى اعتنائى نداشتند . بر همين اساس شايسته است نسبت به روايتى كه در ميان آنها مشهور بوده است قاطع شويم كه سينه به سينه و زبان به زبان از امام گرفتهاند ؛ يا بر اساس يك سلسله قرائن حاليه و مقاليه قطعى به آن رسيدهاند ، اما آن قرائن به دست ما نرسيده است . ولى متأخرين اين گونه نيستند ؛ آنها دستشان از دامان امامان كوتاه است و با هزاران خبر واحد ظنى سر و كار دارند و معمولًا در فتاواى خود به يك سلسله اجتهادهاى عقلى اعتماد ميكنند ، لذا شهرت نزد آنان حجت نيست . آرى شهرت نزد متقدمين ارزشمند است و ضعف سند را جبران مىكند ؛ اما مع الأسف در آثار متقدمين هيچ اثر و خبرى از اين روايت نيست ؛ نه در كتب حديثى آنها ( كتب اربعه و . . . ) نقل شده است و نه در كتب فتوائى آنها . تنها صاحب تحف العقول

--> ( 1 ) . مثل مقنع شيخ صدوق ، النهايه شيخ طوسى ، الكافى ابوالصلاح حلبى و . . . .